نقدی بر آموزش زبان در ایران
نقدی بر آموزش زبان در ایران
مقدمه
یادگیری یک لذت است اما چه بر سر آن آمده است؟ چرا از یادگیری لذت نمی بریم و لذتهای ديگــر را به آن ترجيح ميدهيم ؟ يك واقعيت مسلــم درباره وضع فعلــي يادگيري ودانايي اين است كه آنها به صورت سوژههاي شعاري درآمدهاند . همه از بزرگ و كوچك ، رئيس و زيردست ، دولتمرد و شهروند درباره شان و منزلت دانايي و دانستن ، حرفهاي قشنگ ميزنند همه ميگويـــند: يادگيري چيز خوبي است همه مي گويند يادگيري امري ضروري است ، ميگويند زندگي بدون يادگيري معنا ندارد ؛ اما واقعيتهاي جامعه ما چيز ديگري را نشان ميدهد . يكي از بلاهايي كه بر سر يادگيري آوردهايم ، اين است كه آن را بيش از حد ، شعارزده كردهايم . چقدر بايد تاسف خورد كه بيشتر احاديث و سخنان ائمه و بزرگان در باب يادگيري و دانش ، در سخنراني افراد فقط براي خالي نبودن عريضه و درموقعيتها و مكانهاي مختلف ( به صورت نوشته هايي بر روي پارچه و كاغذ ) فقط براي قشنگي و ژست عالمانه مورد استفاده قرار ميگيرند .
خيلي از افراد در جامعه ما بلدند درباره ضرورت و منزلت ياديگري و دانايي ، نطق غرايي بكنند ، اما در عمل كاري انجام نميدهند .
Don't walk behind me I will not lead, don't walk in front of me I will not follow, just walk