"See" and "Saw"

"See" and "Saw"

There were 2 friends named "See" and "Saw".One day See saw sea and Saw didn't see sea. See saw sea and jumped in sea. Saw didn't see sea but jumped in sea. See saw Saw in sea and Saw saw See in sea. See and Saw both saw sea and both Saw and See were happy to see sea.

چگونه یک معلم خوب باشیم؟

                                                  What makes a GOOD teacher?

یه معلم خوب کیه؟ چی باعث میشه که یه معلم "خوب" باشه؟

Here are some answers by many people whom were asked this question.

در زیر چند نمونه از جوابهای داده شده به این سئوال را با هم مرور می‌کنیم.

1. They should make their lessons interesting so you don't fall asleep in them.

معلم خوب باید درسش رو طوری جذاب کنه که آدم سر کلاس خوابش نبره!

2. A teacher must love his/her job. If he/she really enjoys his/her job that'll make the lessons more interesting.

Teachers who look fed up or unhappy with what they are doing tend to have a negative effect on their students. A good teacher always put on a good "teacher's face" when he/she enters the classroom.

یه معلم باید عاشق کارش باشه. اگه معلم از کارش لذت ببره این امر باعث میشه که درسش جذابتر باشه.

یه معلم که ظاهرش نشون میده که از کارش خسته و ناراضیه میتونه روی دانش‌آموزاش هم اثر منفی بگذاره. یه معلم خوب همیشه وقتی میخواد وارد کلاس بشه باید ماسک "یک معلم خوب" رو به چهره‌ش بزنه و هرچیز منفی که همراش بوده رو پشت در کلاس جا بذاره.

3. I like a teacher who has lots of knowledge, not only of his subject.

من معلمی رو دوست دارم که به غیر از حیطه‌ی تدریس خود،  در سایر موارد هم سواد و دانش زیادی داشته باشه.

4. A good teacher is an entertainer and I mean that in positive sense, not a negative sense. Students enjoy being entertained and amused. However, a balance has to be struck between entertain and teaching/learning.

یه معلم خوب باید یه کمدین خوب باشه البته منظورم شکل مثبتش هست نه منفی. دانش‌آموزا سرگرمی و شادی رو دوست دارن. البته باید بین سرگرمی و تدریس/یادگیری یه تعادل هم وجود داشته باشه.

 

ادامه نوشته

ترین لغات

ترین کلمات

The most selfish one letter word is "I". Avoid it

The most satisfying two-letter word is "WE". Use it

The most poisonous three-letter word is "EGO". Kill it

The most used four-letter word is "LOVE". Value it

The most pleasing five-letter word is "SMILE". Keep it

The fastest spreading six-letter word is "RUMOUR". Ignore it

The hardest working seven-letter word is "SUCCESS". Achieve it

The most enviable eight-letter word is "JEALOUSY". Distance it

The most powerful nine-letter word is "KNOWLEDGE". Acquire it

The most essential ten-letter word is "CONFIDENCE". Trust it

ترجمه های گوناگون "بسم الله الرحمن الرحیم" به انگلیسی

ترجمه های گوناگون "بسم الله الرحمن الرحیم" به انگلیسی

 

۱- ترجمه‌ي الكساندر راس ( 1649)

In the Name of God, gracious and merciful.

2 – ترجمه‌ي جرج سيل ( 1734 )

IN THE NAME OF THE MOST MERCIFUL GOD.

3 – ترجمه‌ي رادوِل ( 1861 )

In the Name of God, the Compassionate, the Merciful.

4 – ترجمه‌ي پالمرِد ( 1880 )

 

ادامه نوشته

بهترین معلم من

هفته معلم بر تمام همکاران مبارک باد

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.
معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. “رضایت کامل”.
معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.
معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.
معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.
خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش “زندگی” و “عشق به همنوع” به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.
یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.
چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.
بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است!

تدریس حروف صدادار

تدریس حروف صدادار (یا بهتره بگیم Vowelها)

موقع تدریس Vowelها ،

من اینجوری توجیهشون میکنم...

بچه‌ها بگین / اَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَ..../  /æ æ æ æ æ æ æ æ æ… /

حالا بگین آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ .......

حالا بگین اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ ........

حالا اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ اُ .........

..........................

بچه‌ها شما وقتی دارین این صداها رو تولید میکنید هیچ‌چیزی یا مانعی صدای شما رو قطع نمیکنه!!! به‌همین‌خاطر به اینا میگن vowel یا  "صدادار"ها.

خب حالا بگین /b/

ادامه نوشته

مقایسه‌ی How do you do و How are you

مقایسه‌ی How do you do و How are you 

How do you do? : اشتباه نکنیم . این عبارت سئوال نیست. یه چیز دیگه‌ست. یه جورایی شکل خیلی formal "سلام کردن" هستش. و جوابهایی هم که به اون داده میشه، اینا هستن:

1. Pleased to meet you.

2. How do you do.

3. Hello.

ازش وقتی استفاده میکنیم که  ...

ادامه نوشته

اختصارات و سرواژه ها در انگلیسی

اختصارات و سرواژه ها در انگلیسی

 1- معمولاً در انگلیسی بریتانیایی Abbreviation ها رو بدون full stop (نقطه) می نویسیم ولی در انگلیسی آمریکایی با نقطه نوشته می‌شوند.

Mr (AmE Mr.) = Mister

Kg (AmE kg.) = kilogram

۲- برخی از abbreviation ها از حروف ابتدایی چندین کلمه ساخته می شوند. (معمولاً اسم سازمانها و تشکیلات به این شکل می‌باشد)

the BBC = the British Broadcasting Corporation

 اغلب در این abbreviationها، استرس ...

ادامه نوشته

چندتا چیستان درباره حروف الفبای انگلیسی

چندتا چیستان درباره حروف الفبای انگلیسی

Q: What letter of the alphabet is an insect?
A: ?

Q: What letter is a part of the head?
A: ?

Q: What letter is a drink?
A: ?

Q: What letter is a body of water?
A: C. (sea)

بقیه و جوابها در ادامه مطلب

ادامه نوشته